تاریخ درج خبر: 1396/09/05

وحدتی پویا خواهد بود که دموکراتیک و مبتنی بر ســازوکار جمعی باشد

کد خبر: 1750

احمد حكيمي پور در گفتگو با نشريه ستاره صبح تشريح كرد:

 

  • در جامعه جریانی پویا و پاینده است که چشم به ضعف هایش نمی بندد و شجاعانه با مشکلات و کاستی های خود برخورد می کند
  • جریان اصاح طلب از گفتمان اصلی خود فاصله گرفته و به شــیوه و سازوکاری برای کسب قدرت و مقام و منصب و جایگاه های مدیریتی کشور تبدیل شده است.
  • اینکه جریانی بگوید من حرف تمام اقشار و تمام ملت ایران را می زنم، حرفی پوپولیستی است.
  • ما از گفتمان و طرزفکری که زمانی گفتمان جریان چپ و خط امام بود دور شــده ایم و واقعا معلوم نیست حرفمان چیست.
  • ساختار تصمیم گیری و ساختار تصمیم سازی اصاح طلبان مشکل دارد.
  • فردگرایی، منفعت گرایی و تلاش برای کسب پست در سیاست ضدتوسعه است.
  • ویژگی باند این است که نه افرادش معلوم است و نه تابلو آن ها مشخص است و نه پاسخگو هستند.
  • صداقت و پاک دستی و قانون مندی در رفتار باندی مطرح نيست.

احمد حكيمي پور در گفتگو با نشريه ستاره صبح تشريح كرد:

 

به عنوان کنشــگران جریــان اصلاحات، امروزه ما هــم با زیانی از ســمت بدنه خود روبه رو هستیم و هم از سمت رقیبان جریان اصلاحات، که یک جریــان پویا و از پایین به بالا و تابع خرد جمعی است. بهتــر اســت بحث های خــود را در میان خودمان و به صورت شــفاف و به قول معروف باصلابت بیــان کنیم و پیش از اینکه رقیبان نقدمان کنند، خودمان را نقد کنیم. با توجه بــه تجربیاتی کــه در چند ســال اخیر در فعالیت های خود داشــته ایم، می توان گفت که به طور طبیعی هر جریان سیاســی نقاط ضعف و قوتی دارد.

در جامعه جریانی پویا و پاینده است که چشم به ضعف هایش نمی بندد و شجاعانه با مشــکات و کاســتی های خــود برخورد می کنــد و منطقی و واقع بینانه با موضوعاتی که به عنوان آســیب های درون جریانی خود شــناخته برخورد ميکند و با آسیب شناســی راه حل عملــی ميدهد. جریان اصلاحات نیز از این قاعده مستثنا نیست. تمام جریانات اجتماعــی این وضعیت را دارند. چون مســائل اجتماعی و سیاســی مســائل دقیقی نیســتند و مــا نمی توانیم کلیشه ای با آن ها برخورد کنیم.

موضوعــات در حیــن عمل مشــکلات و مسائل خودشان را نشان می دهند که باید با این مشکلات و مسائل پیش آمده برخوردی فعال و تعالی بخش داشــته باشیم تا جریان پویا و پایدار باشــد. نقدی را که برای جریان خودمان به ذهنم می رســد در ســه عنوان دسته بندی کرده ام که هرکدام از آن ها جای بحث مفصل دارد.

گفتمان‌سرآغاز‌یک‌راه

اولین نقد، نقد در گفتمان اســت. جریان اصلاح طلــب از گفتمان اصلــی خود فاصله گرفته و به شــیوه و ســازوکاری برای کسب قدرت و مقام و منصب و جایگاه های مدیریتی کشور تبدیل شده است. به این معنی که از جایگاه پروســه به پروژه تبدیل شده است. پروژه انتخاباتی برای کسب کرســی و کسب عنوان که اساسا کاری است که به مناسبات پشت پرده و مناسبات پنهان و باندی نیاز دارد. وقتی هدفمان صرفا منصب و پســت و مقام باشد، کاری حزبی و سیاسی نیست و به سمت زد وبندهای پشت پرده می رود که خطرناک است.

آقایان صالح آبادی و بی مقدار و صمدی به خاطر دارند و شــما جوانان هم اگر به گذشته برگردید لیســت جریــان مــا را می بینید. عنــوان آن در مجلس ســوم «ائتاف بزرگ مستضعفان و محرومان» بود. یعنی جریان ما جریانی است که درون آن عدالت و کم کردن فاصله هــا و همچنین دفــاع از حق وحقوق مــردم به خصــوص مردمی کــه تریبونی ندارند هست. درگذشــته این ها را نمایندگی می کردیم.  آیا جریــان اصلاحات امروز هــم در چنین جایی ایستاده است؟ آرمان ها کجا رفته اند؟ گفتمان امروز ما در جامعه چیســت؟ منافع کدام طبقه را عنــوان می کنیم و حرف کدام قشر را می زنیم؟

مشخص‌شدن‌اهداف‌جریان‌های‌موجود

اینکه جریانی بگوید من حرف تمام اقشار و تمام ملت ایران را می زنم، حرفی پوپولیستی است. حرفی خنده دار است. هر جریان باید بگوید دنبال چه هدفی است و حق وحقوق چه قشــری را دنبال می کند. آن طورکه به یاد دارم و از دوران دانشــجویی جذب جریان شــدم این جریــان به دنبال حقوق اقشــار متوسط و متوســط به پایین جامعه بود. پــس این موضــوع زیر عنــوان «نقد در گفتمان» تعریف می شــود. مــا از گفتمان و طرزفکری کــه زمانی گفتمان جریان چپ و خط امام بود، دور شده ایم و معلوم نیست واقعا حرفمان چیست؟

نقد بعدی «نقد در ساختار» است. ساختار تصمیم گیــری و ســاختار تصمیم ســازی اصلاح طلبــان مشــکل دارد. جریانــی که نهادســازی و دموکراسی خواهی جزو اصول اولیه اش بــوده و تصمیماتش بــر پایه خرد جمعی بوده است، حالا تصمیم گیری هایش به ســمت فردگرایی و منفعت گرایی و کسب پســت و ثروت رفته است. متأسفانه در چند ســال اخیر حتی به سمت ساز وکار شخصی رفته است.

وحدت‌پویا

فردگرایــی، منفعت گرایــی و تلاش برای کسب پست در سیاســت ضدتوسعه است، یعنــی گامی به عقــب. آثار مناســباتی که مبتنی بر کاریزما و قدرت شخصی باشد، اگر انسجامی هم ایجاد کند، انسجامی ارتجاعی و عقب گرد است. این وحدت خوب نیست، وحدتی ارتجاعی است. وحدتی پویا خواهد بود که دموکراتیک و مبتنی بر ســازوکار جمعی باشد. این رابطه اگــر در جریــان اصلاحات نهادینه شــود خطرناک خواهد بود. ایرادهــای زیادی مثل عدم پاســخگویی به وجــود می آیــد و در جریان هــای غیردموکراتیک روابط باندی رشــد می کند. ویژگی باند این اســت که نه افرادش معلوم اســت و نه تابلو آن ها مشــخص اســت و نه پاسخگو هستند. شــفافیت و صداقــت و پاک دســتی و قانون مندی در رفتار باندی مطرح نیســت. بایــد از شــکل گیری مناســبات باندی (آن هم با تعریف رفتار فردگرایانه و جاگیرشــدن ســازوکار فردی به جای سازوکار جمع گرایانه) در جریــان اصلاحات ترســید. در مورد این مسائل می توانم ســاعت ها بحث کنم و مصداق بیاورم.

آسیب‌رفتاری

آسیب ســوم، یا خطر ســوم برای جریان اصلاحــات در حوزه رفتار تعریف می شــود، آسیب در حوزه رفتار یعنی چــه؟ یعنی اصلاح طلبان فقــط یک جریان نیســتند کــه حرف های خوبی بزنند. اصلاح طلبی باید رفتار خوبی داشته باشد. مشکل کشــور حرف های خوب زدن نیست. مشکل کشور عمل خوب نداشتن است، چون ما در عمل مشکل داریم. اگر جریان اصلاحات می خواهد پویا و پایدار بماند باید رفتارش هم با خودمان و هم با مردم صادقانه باشــد. ویژگی رفتــاری اصلاح طلبان باید صداقت، شــفافیت، پاسخگویی، پاک دستی و تبعیت از قانون و خرد جمعی باشد.

آیــا این رفتارهــا واقعا وجــود دارد؟ چه کســانی قرار است به سؤال هایی که امروز در حوزه سازوکار تصمیم گیری و تصمیم سازی در شــورای عالــی سیاســت گذاری مطرح است پاســخ دهند؟ این ها مسائلی است که اگــر بخواهیم در موردشــان صحبت کنیم مصداق ها زیاد است. باید بدانیم قانون مندی نظام های اجتماعی و سیاســی تغییرپذیر و تبدیل پذیر نیســت. مردم بــا هیچ جریان و هیچ شخصی انس و الفت همیشگی ندارند.

خطر‌پوپولیسم

اگر مــا بحث ها و حرکت های خــود را به ســمت سازوکار شــخص محور پیش ببریم خطر پوپولیســم مــا را قطعا تهدید خواهد کــرد. خطر عوام گرایی مــا را تهدید خواهد کرد. این خطــر مختص جریان احمدی نژاد نیست. این خطر ما را هم تهدید می کند. پس باید در این ســه حوزه درست نقد شویم. به نظرم اگر امروز هم شــروع کنیم دیر شده است. در جریان بحث درون ســازمانی نقد شــخصی مطرح نیست. نقد اگر شخصی باشد اثری نخواهد داشت. نقد بايد فرايندي باشد. باید فرایندها را ببینیم و مشــکلات را دریابیم و صادقانه با آن ها کنار بیاییم. تحــولات زمان منتظر ما نمی ماند تا از خواب بیدار شــویم و خودمان را نقد و بررسی کنیم و بعد با این بررسی کنار بیاییم. تحولات مسیر خود را پیش می گیرد و جلو مــی رود. من برای جریــان خودمان احساس خطر می کنم. متأسفانه پاسخگویی هم نداریم.

لیست‌امید ‌و‌عملکرد‌نامناسب‌آن

گفته انــد کــه  164 نفــر از لیســت امید به مجلــس دهــم رفته اند. عملکردشــان چیســت؟ چرا جوابگو نیســتند؟ آن آقایی که آمــد و باافتخار گفت کــه  164 نفر از ما کرســی های مجلس را گرفته اند چرا امروز جوابی نمی دهد؟ پس چه زمانی باید جوابگو باشــند؟ حرف من این اســت که ما همیشه فکر می کنیم چون اصلاح طلب هستیم باید دیگران را نقد کنیم. پس کی خودمان را نقد کنیم؟ این چیزی است که تشکل ما به عنوان یــک تشــکل اصلاح طلب قدیمــی مطرح می کند. حرف ما این اســت کــه اگر جریان اصلاحات به ســرعت - از ماجرای فرار از پاسخگویی در درون تشکیلات - اصلاح نشود، مشکل خواهیم داشت.

چنــد می گویی ســخن

از عیــب و نقص دیگران

خویش را اول مــداوا کن

کمال این اســت و بس.

وقتی ســید معروف صمدی، که یک فعال اصلاح طلب شناســنامه دار در مجلس چهارم و پنجم و از عزیزان اهل سنت اســت، بدون هیچ گونه دلیلی از لیست امید کنار گذاشــته شــد، بزرگان اصلاحات نایستادند و صحبتی هم نشد. ایشــان را با یــک تلفن از لیســت حذف کردنــد. در مورد این عزیز اقلیت زرتشــتی همه ســخن ســر داده اند و من هم اعتراض می کنم، ولی در داخــل اصلاح طلبان وقتی یک عزیز اهل ســنت در لیست ما بود ایشان را بی ســروصدا حذف کردند و صدای کسی درنیامد. این رفتار دوگانه چه معنی دارد. آیا این اصلاح طلبی است؟